خرید بک لینک
بنده همان به که ز تقصیر خویش . . عذر به درگاه خدا آورد ورنه سزاوار خداوندیش . . کس نتواند که بجای آورد سپاس پروردگار جهانیان که دوست ما مهسا سلطانیان را عمری دوباره و شفا و سلامت بخشید شکر خدا که قاصد ما خوش خبر رسید ایام صبر طی شد و پیک ظفر رسید گل در تبسم آمد و بلبل ز شوق گل بر زد صفیر کز سفر آن نو سفر رسید ساقی برغم دیده ناپاک عیب جوی می ده که پیک پاک دلان خوش خبر رسید ای قاصد ظفر قدمت خو

برچسب: نویسم, نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 18:43

برای مهسا می نویسم . . 3 سپاس خداوندی که باران رحمتش بر گلستان وجود مهسای نازنین ثمره اش عطر شکوفه های سلامتی و نشاط و شادابی بوده و خیل دوستان و دوستدارانش که دعای شبانه روزیشان را فرشتگان عرش الهی باز می گفتند . اینک شاد و خرسند از باز گشت پرستوی زیبایشان که صادقانه ، شاعرانه و عاشقانه دوستش می دارند در انتظار که پاسخگوی کامنت هایشان باشد . . . حقیقت آن که مهسای نازنین بپاس همدردی ها ، همدلی ه

برچسب: نویسم, نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 18:43

در صفحه 100 مجموعه اشعارم با عنوان / من غزل مرتکب شدم !! / سروده ذیل را می خوانیم . امید که مقبول نظر والای دوستان باشد . و باز هم . . نوح ! بلند صخره خاموش فریادت خروشنده چو امواج ارس پیداست نگاهت لاجوردین پوش آن بالاست و در اعماق اقیانوس صدها آسمان در پی آن حامی افتادگان در وادی غم هاست و می پرسد چه می شد گر همه رودهای کوچک و مظلوم ز کوه و پهن دشت پاک ایمان اتحاد و اعتقادی داشت ؟ به

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: جمعه 17 شهريور 1396 ساعت: 5:03

بنام خداوند جان و خرد . . کزین بَرتراندیشه بَرنگذرد دوست خوبمان / مهسا سلطانیان که محبت کرده و مدیریت وبگاه خوان هشتم را پذیرفته بودند . بعلت بیماری / سرطان / در بیمارستان بستری هستند در کامنتی از محبت و مهربانی دوستان تشکرکرده و حلالیت می طلبند نیز درخواستی که . . دعایشان کنیم . برای / مهسا / می نویسم برای او که تا زنده هستم فراموشش نمی کنم برای او می نویسم . که در مدت کوتاه حضورش بسیار

برچسب: نویسم, نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: جمعه 17 شهريور 1396 ساعت: 5:03

اگر من جای استاد بودم خسته از سرقت های ادبی . یکی دو بیت شعر از یک غزل . بریده ای از یک قطعه ادبی . نوشته ای را از روزنامه با اندک دستکاری پستی ساختن !!! . یک غزل استاد محزونی را سرقت کردم و در پایگاه خودشان کامنت گذاشتم !! . می دانستم از هر طرف آماج تهمت هایی به پشتی بانی از استاد محزونی خواهم شد . . اما . امیدوار بودم . این حرکت آشکار مرا [ یک استاد ] متوجه شوند . و ضمن محکوم کردن ای

برچسب: استاد,بودم, نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 20:15

. پاسخی بر کامنت زیبای سیّد بزرگوار . استاد محزونی اگر جای استاد بودم بجای بهره بردن از کلماتی که طنین خشم و قهرش چونان آذرخش در تیره شبی سهمگین هر چه هست را می سوزاند و خاکسترش بر باد میدهد ، به [ خوان هشتم ] می آمدم و گفتگو که . . . . و یا می نوشتم . جناب فیضی ، این حرکت نمادین شما را متوجه شدم . زیبایی این چنین سرقتی !! این است که غزلم را برای خودم کامنت گذاشته ای سرقت ادبی شما را که

برچسب: پاسخی,برای,کامنت,زیبای,استاد, نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 20:15

صفحه بندی